۲۲:۰۱:۱۰ - شنبه ۴ دی ۱۳۹۵
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
تعداد بازدید: 188
کد خبر : 9918
تحلیلی در خصوص آسیب شناسی اصلاح طلبان در انتخابات اورمیه
انتخابات و کاندیداها همیشه موضوعاتی هستند که در سرتاسر دنیا چه جهان غرب باشد و چه خاورمیانه جذابیتهای خاص خودش را دارد که در هر مرحله ای می تواند جامعه را غافلگیر کرده و نتایجی متفاوت از نظر سنجی ها و پیش بینی ها  به بار بیاورد کما اینکه در انتخابات اخیر آمریکا نیز ترامپ […]

انتخابات و کاندیداها همیشه موضوعاتی هستند که در سرتاسر دنیا چه جهان غرب باشد و چه خاورمیانه جذابیتهای خاص خودش را دارد که در هر مرحله ای می تواند جامعه را غافلگیر کرده و نتایجی متفاوت از نظر سنجی ها و پیش بینی ها  به بار بیاورد کما اینکه در انتخابات اخیر آمریکا نیز ترامپ بر خلاف پیش بینی های موسسات معتبر نظر سنجی توانست کلید ورود به کاخ سفید را به دست بیاورد.
برای نگارنده ی مطلب نتایج انتخابات مختلف در شهرستان اورمیه همیشه جالب توجه و به نوعی دارای تناقض با انتظارات سیاسیون جامعه بوده است .
سوالی که مطرح می شود به صورت مشخص این است : چرا با وجود اینکه گرایش غالب مردم استان آذربایجانغربی و بالاخص اورمیه اصلاح طلبی هست و در انتخابات متعدد ریاست جمهوری کاندیداهای اصلاح طلب بالاترین ‌رای را به دست آورده اند ولی در انتخابات مجلس شورای اسلامی و شورای شهر این اصول گرایان هستند که کرسی های بیشتری را تصاحب می کنند.
در این مقاله سعی نموده ام یکی دو مورد از موارد مختلفی را که منجر به این نتایج گردیده است مورد بررسی و تحلیل قرار دهم.
مهمترین ‌موضوعی که به نظر می آید باید مورد واکاوی قرار گیرد تفاوت دیدگاه و انتظارات مردم از کاندیداهای ریاست جمهوری و مجلس و شورای شهر می باشد.
مردم فرهیخته ی شهر ما در دیدگاه کلان به دنبال آزادی های مشروع اجتماعی و توسعه ی سیاسی و فرهنگی هستند و کسی از شخص رئیس جمهور انتظار حل مشکلات فردی خود را ندارد بنابراین به کاندیدایی رای می دهد که بهترین برنامه ها را در این‌حوزه ها ارائه کند و قطعا این کاندیدا نمی تواند یک فرد اصول گرا باشد و حاصل انتخابات رای آوری بالای کاندیدای اصلاح طلب ریاست جمهوری می باشد.
ولی در انتخابات مجلس و شورا قضیه کمی متفاوت تر است. با توجه به شاخص های پایین رشد اقتصادی و وضعیت ناخوشایند شرایط اقتصادی حاکم بر شهر و استان ، مردم با مشکلات متعدد اقتصادی و بروکراسی اداری مواجهند و در انتخابات مجلس و شورا به دنبال انتخاب فردی هستند که بتواند گرهی از مشکلات بی شمارشان را باز کند.
روانشناسی انتخابات نشان داده است که مردم دو اولویت اساسی را در هنگام رای دادن مد نظر قرار می دهند:
۱- آیا کاندیدای مد نظر قبلا در پست هایی که داشته است به قسمتی از وعده های انتخاباتی خود عمل نموده است یا خیر!
۲- جایگاه کاندیدا در صورت رای نیاوردن در انتخابات در سیستم حاکمیت چگونه تعریف خواهد شد.
بی تعارف می توان گفت که در این دو شرط اصولگرایان چربش بیشتری به اصلاح طلبان دارند که دلایل آن گفته خواهد شد.
با توجه به این که اصلاح طلبان از روش های پوپولیستی دوری می کنند پس از قدرت گرفتن ناخواسته دچار این اشتباه می گردند که ارتباط تنگاتنگ با اکثریت مردم که در تنگنا قرار گرفته اند را به نوعی تداعی گر روش های پوپولیستی دانسته و خود را محدود به مجامع دانشگاهی و روشن فکری کرده و ارتباط نزدیک خود را با مردم از دست می دهند که همین امر باعث دلخوری اقشار عادی جامعه از این افراد و پشت کردن به آنها در مقاطع انتخاباتی می گردد.
برای مردم کوچکترین قدم عملی از زیباترین شعارها جذاب تر و قابل قبول تر است و کسی را حمایت می کنند که در هنگام مراجعات قبلی ابراز هم دردی آنها را حس کرده باشند.
در مورد ثبات اجتماعی کاندیداها می توان گفت که اصلاح طلبان در بهترین حالت ممکن می توانند حداکثر مجلس و دولت را در اختیار داشته باشند و در صورت بیرون ماندن از این دو قوه شانسی برای حضور در مراکز تاثیرگذار قدرت ندارند در حالی که اصول گرایان مراکز بی شماری را دارند که حتی در صورت از دست دادن دولت و مجلس می توانند همچنان در عرصه ی قدرت باقی مانده و خود را تقویت کنند.
اصول گرایان تیزهوشانه در انتخابات مجلس و شورا افرادی را به صحنه می آورند که عملگرا بوده و مردم قبلا از حضور آنان در مناصب قدرت منتفع گشته اند و رای دهنده مطمئن هست که در صورت رای نیاوردن کاندیدا باز هم این شخص برایش مفید خواهد بود بنابراین بدون دغدغه و شک و تردید از کاندیدای خود حمایت میکند.
در جبهه ی دیگر اصلاح طلبان با همان تفکرات آرمانی ، افرادی دانشگاهی، سخنور و صاحب اندیشه را به میدان می آورند. افرادی که در گذشته فرصت مناسب خدمت به آحاد مردم نداشته اند ولی افرادی فوق العاده قابل احترام و حتی مشهور هستند. نتیجه ی این ‌نبرد نابرابر پیروزی تفکر اصلاح طلبی در بعد کلان و شکست آن در سطح منطقه و شهرستان می باشد.
البته ناگفته نماند که نقش بی بدیل و تعیین کننده ی هویت گرایی و قدرت اجتماعی آن را نمی توان کتمان کرد ولی خود موضوعی در خور توجه و تامل هست که در مقالات آتی به گل آلود کردن اقیانوس هویت گرایی توسط فرصت طلبان و صید شاه ماهی توسط اصول گرایان اشاره خواهم نمود.

تبليغات