۲۰:۵۳:۵۹ - سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
تعداد بازدید: 142
کد خبر : 837
نمایشگاه های فصلی در تکاب به نام تکابیها به کام غیر تکابیها
هر ساله در آغاز فصول مختلف  به بهانه های متفاوتی نمایشگاههایی در سطح شهر تکاب برگزار می گردد نمایشگاهایی نظیر نمایشگاه پاییزه شامل نوشت افزار و مانتو ، کیف و کفش محصلین در آغاز بازگشایی مدارس یا نمایشگاه بهاره شامل انواع البسه برای فصل بهار و تابستان نمایشگاه صنایع دستی شامل انواع لوازم تزیینی و […]

هر ساله در آغاز فصول مختلف  به بهانه های متفاوتی نمایشگاههایی در سطح شهر تکاب برگزار می گردد نمایشگاهایی نظیر نمایشگاه پاییزه شامل نوشت افزار و مانتو ، کیف و کفش محصلین در آغاز بازگشایی مدارس یا نمایشگاه بهاره شامل انواع البسه برای فصل بهار و تابستان نمایشگاه صنایع دستی شامل انواع لوازم تزیینی و ترشیجات و مواد غذایی و دهها نمایشگاهی که بهانه های مختلف با عرضه محصولات تکراری و با قیمتی به مراتب بالاتر از نرخ بازار و بدون نظارت ، انبوه مردم را به محل نمایشگاه می برند و جیب های غرفه داران را پر پول می کنند مردم به ظاهر خوشحال به همراه سایر اعضای خانواده با جیبی پر از پول شادان و خندان به سمت نمایشگاه می روند و بعد از بازدید از غرفه های تکراری نمایشگاه با جیبی خالی و سرمست از خریدی خوب به منزل بر می گردند و آن چیزی که می ماند جیب هایی پر از پول عده ای غیر تکابی است که با عرضه محصولاتی که نظیر یا حتی بهتر از آن در کل مغازه های شهر پیدا می شود به شهر خود باز می گردند نکته مهم و تاسف باری که هیچ کس نه مسولین و نه مردم به آن توجهی نمی کنند معضلی بنام بازار ورشکسته و اقتصاد ضعیف مغازه داری در تکاب است . مردم هیچ توجهی به مغازه های پر از اجناس و کالای همشهریان خود ندارند و به آرامی از کنار مغازه های همشهریان خود رد می شوند و بسوی خرید نقدی از نمایشگاه می روند در حالی که در سایر روزهای سال به صورت نسیه از مغازه های همشهریان خود خرید می کنند آنچه که می ماند مغازه دارانی ورشکسته ، با چک های برگشتی و حال و روزی خراب از این اجحاف بزرگ مردم هستند . این روزها که بازار فروش نوشت افزار و کیف و کفش مدرسه گرم است و نوشت افزار و کتابفروشان شهر خسته از فصل تابستان که فصل کسادی بازار آنهاست هر یک مبالغی قابل توجهی را از اردیبهشت ماه به حساب چاپ و نشر کتب درسی واریز نموده اند تا کتابهای درسی فرزندان همین مردم را عرضه کنند و در کنار آن با عرضه نوشت افزار مورد نیاز و دفتر و قلم و کیف و … ضرر چند ماهه را جبران نمایند غافل از اینکه عده ای طماع قبل از هر اقدامی با طرح نقشه ای حساب شده در فصل آغاز کار نوشت افزار و کتابفروشان بساط نمایشگاهی را چیده اند که پولهای نقد والدین محصلین را درو می کنند و کتابفروشان و نوشت افزار فروشان در حسرت یک فصل پرکار و پردرآمد با انبوهی از بدهی و مضاربه های سنگین با سود کلان بانکی و چک برگشتی و کرایه مغازه ، حق اصناف و هزاران بدبختی دست به گریبانند در حالی که مسولین به راحتی برای ایجاد هر نمایشگاهی مجوز می دهند غافل از آنکه عده ای از همشهریان مظلومانه زیر بار اقتصاد راکد و هجوم غرفه داران و نمایشگاه های رنگارنگ در فصل کاری خود مواجهند و دادرسی ندارند !!

یکی از کتابفروشان در گفتگو با تکاب امروز تاکید کرد بارها به همراه سایر نوشت افزار و کتابفروشان به اتحادیه و اصناف مراجعه کرده ایم و آنها قول اقدام داده اند ولی عملا کاری انجام نداده اند کتابفروش دیگری که چند تا از چکهایش برگشت خورده ! گفت : زیر بار بدهی کمرمان خم شده است وحالا عده ای طماع آماده اند و برای خود بساط نوشت افزار فروشی باز کرده اند اگر راست می گویند در روزهای دیگر نمایشگاه بگذارند چرا فرمانداری و شهرداری به آنها اجازه می دهند نمایشگاه بزنند و ما را بدبخت کنند . کتابفروش دیگری گفت :عده ای از فرهنگیان که خودشان شغل و درآمد دارند ،  جمع شده اند و در حیاط سالن اجتماعات نمایشگاه زده اند و ما را ورشکسته کرده اند آیا این پول که از این راه در می آورند حلال است و خوب است که زن و بچه ما گرسنه بخوابند و آنها از راه های حرام نان سر سفره اشان ببرند هر چند خدا روزی رسان است ولی این انصاف نیست خودتان قضاوت کنید ! نوشت افزار فروش دیگری که مضاربه ای سنگین از یکی از بانکها با سود ۲۸ در صد گرفته می گوید چرا مردم باید از نمایشگاه خرید کنند در حالی که بعضی از مشتریان من از سال گذشته برای بچه هایشان کتاب و دفتر برده اند ولی هنوز پولش را نپرداخته اند  و حالا می روند و از یک نفر اهل سقز که در نمایشگاه پارک غرفه زده است نقدی خرید می کنند . یک کارشناس نیز با غیر اصولی خواندن کار فرمانداری و شهرداری و اتاق امور اصناف در ایجاد نمایشگاه این کاررا غیر منصفانه و ناعادلانه دانست و خواستار تعطیلی این نمایشگاه شد .

امید م گرافیست و انیمیشن ساز  که از این نمایشگاه بازدید کرده بود می گوید : دفتر و کیف هایی با موضوع کارکترهای رستم و سهراب و .. به هیچ وجه گویای شخصیت این قهرمانان شاهنامه نیستند و از قبل باید برای این چنین کارهایی برنامه ریزی کرد و اگر می بینید کودکی به دنبال دفتری با عکس « بن تن و مرد عنکبوتی » است این فضا سازی و زمینه سازی از قبل بر روی ذهن کودک ایجاد شده است و دفاتری با طرح شهدا فاقد جذابیت های لازم برای کودکان است .

«محمد» والدین یکی از محصلین نیز می گوید : پسر ۹ ساله ام گفت برای من دفتری با جلد ساده بخرید و سپس با مراجعه به یکی از کتابفروشیها برچسب های بتمن و مرد عنکبوتی و فوتبالیستهای غربی را بر روی دفاتر خود چسبانده است .

 حال صحبت ما با مردم و مسولان : چرا از همشهریان خود حمایت نمی کنید چرا از نمایشگاه خرید می کنید مگر همین مغازه داران ، جوانان این شهر نیستد چرا از پشت به آنها خنجر می زنید بهانه شما چیست این که در نمایشگاه سالن اجتماعات دفتری با عکس « شهید احمدی روشن و شهید چمران و شهید بابایی »وجود دارد . کتابفروشان می گویند : نظیر این دفاتر در مغازه های ما هم هست ! آیا روح شهید احمدی روشن از این اقدام شما و به ورشکستگی کشاندن مغازه های نیمه جان همشهریان خوشحال می شود !؟ آیا اگر امروز شهید چمران بود از مغازهً آن جوان بیچاره و مظلوم خرید می کرد یا از نمایشگاه شماغرفه داران نمایشگاهی که خدا بالای سر خود را ندیدید . نوشت افزار فروشان و کتابفروشنان را دریابید قبل از آنکه مغازه های یشان را جمع کنند و بروند سراغ شغل دیگری !

تبليغات